هشت کتاب

شرق اندوه

نا

باد آمد، در بگشا، اندوه خدا آورد. خانه بروب، افشان…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

دیوار

زخم شب می شد کبود. در بیابانی که من بودم…

بیشتر بخوانید »
شرق اندوه

و چه تنها

ای در خور اوج! آواز تو در کوه سحر، و…

بیشتر بخوانید »
شرق اندوه

غنچه یک خوابیم

آری، ما غنچه یک خوابیم. غنچه خواب؟ آیا می‌شکفیم؟ یک…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

نایاب

شب ایستاده است. خیره نگاه او بر چهارچوب پنجره من.…

بیشتر بخوانید »