حمله به بابل و فتح آن در زمان کورشکورش

نتیجه گشودن بابل

این پیروزی تند و آرام بر کشور بزرگی چون بابل نتیجه هنرهای سرداری و شایستگی و کارآمدی کورش بود و بس. وی نخست با آزادمنشی و بزرگواری دل مردمان را به دست آورد چنان که خود بابلیان خواهان پیروزی او بودند و هنگامی که روزگار جنگ فرا رسید چون عقاب به جائی پیشاپیش برگزید و نیک سنجیده بود تاخت و بهترین نتیجه ها را به دست آورد . نتیجه هایئی که از این پیروزی به دست آمد بسیار بود و ما در اینجا مهمترینشان را یاد آور می شویم

  1. دو استان بزرگ به ایارنشهر افزوده شد . بابیروش – بابل – که همه بین النهرین جنوبی را در بر میگرفت و پایتختش بابل بود ، و آثور که بین النهرین شمالی ، سوریه ، پلستین و اردن امروزی در آن افتاده بود و پایتختش اربلا شهر کهن آشور بود . از این سرزمین ها زر و سیم و باج فراوان ، کارگران ، هنرمندان ، دانشوران و نویسندگان بی شماری بیرون می آمد و بر نیرومندی ایرانشهر می افزود
  1. از دشمنان کورش اکنون تنها مصر مانده بود و اسپارت از مرز دور بود و گمان نمی رود کورش روا می دید که بدانجا لشکر ببرد . سزای بدخواهی های فرعون مصر را در آوردگاه می بایست داد و سرزمین بارور و زر خیز و پهناور او را به ایرانشهر می بایست افزود. بنابراین نتیجه دوم این پیروزی نزدیک شدن جنگ ناگزیر ایران و مصر بود

 

  1. نه تنها مردمان بابل و ایارنشهر از بازرگانی با یکدیگر بیشتر برخوردار شدند بلکه با از میان رفتن دشمنی و ساخته شدن راه های بازرگانی و نظامی نوین و سنگفرش شده ، داد و ستد آسان تر و بازرگانی بیشتر شد و برتوانگری مردمان افزوده گشت . بابل همچنان به عنوان پایتختبماند و سنگ ها و وزن ها و اندازه های بابلی در ایران رواج یافت . پارسیان نه تنها بنگاه ها و سازمان های بابلی را دست نزدند، خانه ای را ویران نکردند و دستبردی نزدند بلکه خط بابلی  را نیز یکی از چهارگونه خط رسمی شاهنشاهی شناختند و کاگران و دانشوران بابلی در دربار شاهنشاهی به کار گرفته شدند. خط آرامی هم در ایارن رواج یافت و به زودی تا دروازه های هند رفت چنان که در تاکسیلا نوشته هائی بدین خط به دست آمده است
  1. از سوی دیگر یونانیان و بیگانگان که از دانش های بابلی آگاهی نداشتند پس از آن توانستند از راه ایارن با بابلیان آشنائی یابند و از آموزش ها و نوشته های پزشکی ، اخترشماری ، ستاره شناسی وجغرافیائی و گاهشماری بابلی سودها جستند . برخی از اندیشه های بابلی در آئین ایرانیان نیز راه یافتو بانو آناهیتا به زودی با ایشتار یکی دانسته شد ، چنان که سخنان شیوائی را که در آبان یشت درباره زیبائی و جامه اناهیتا داریم از روی تندیس آن ایزد سروده شده است و این تندیس سازی ار بابلیان مایه گرفته . پیکره مرد بالداری که در هنر هخامنشی نمود شده و به گمان ما مظهر فرشاهی میباشد نیز از بین االنهرین سرچشمه گرفته است و از پیکره آشور خدای جنگ آشوریان تقلید شده

 

  1. از همه مهترین نتیجه این پیروزی بازگشت جهودان به پلستین بود که خود دو نتیجه داشت یکی آن که این قوم سرگردان و کینه جوی ، برای نخستین بار با مردی سروکار یافت که آزاد منش و بزرگوار بودند و آ« آزادی و بخششی که کورش و جانشینانش بدانان نمودند هنوز بدانان نشان داده نشده است و چنان که تاریخ نشان دهده آنها تنها در ایران از یاوری و پشتیبانی فرمانروایان برخوردار بوده اند بنابراین میتوان گفت که ایاشن آزادی خود را از هخامنشیان دارند و این هخامنشیان بودند که تورات را قانون نامه رسمی یهودیان کردند.

نتیجه دو آنست که دین اسرائیلیان در برخورد با مزدیسنا دیگرگونی های فراوان یافت . اندیشه و پذیرش رهاننده جهان که در پیش از آن یاد کردیم از اندیشه سوشیانس های زرتشتی گرفته شده است

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *