حمله به شرق توسط کورشروایت هرودتوسکورش

روایت هرودتوس کارسازی کورش

هرودتوس گوید : واپسین روزهای کورش را به چند گونه باز گفته اند و من روایتی را میگزینم که به گمانم از همه درست تر می نماید. کورش به جنگ ماساگتها که در آنسوی رود آراکس – ارس، ولی در اینجا مقصود رود جگزارتس یعنی سیحون یا سیر دریا می باشد – و در دشتهای پهناوری در خاور دریای خزر می زیستند رفت و قایقهائی را به هم پیوست و پلی بر رود بست و برای آنکه پل و سپاهیان خود را بهنگام عبود از آن از دستبرد دشمن پاس بدارد بر روی قایق ها برجهائی بساخت

تومیریس چون از این کار اگاه شد نزد وی پیام فرستاد : « ای پادشاه مادها دست از تلاش در انجام این لشکر کشی بزرگ باز دار زیرا نمیدانی انچه در پی اش هستی برایت سودمند خواهد بود یا نه ؟ به فرمانروائی بر سرزمین خود خرسند باش و بگذار ما هم بر سامانی که از آن ماست حکومت رانیم. ولی از آنجا که میدانم بدین اندرزگوش نخواهی کرد – زیرا هیچ چیزی کمتر ازصلح و آرامش خواستار نیستی – اگر آرزومندی ماساگتها را در میدان نبرد بیازمائی این کار بیهوده پل سازی را رها کن و بگذار که ما از رود به مسافت سه روزه راه – تقریبا ۱۸ فرسخ – دور شویم وبدرون سرزمین خود پس بشینیم تا سپاهیان تو دل آسوده از رود بگذرند و در بوم و بر ما بهم در خواهیم اویخت با اینکه تو به مسافت سه روز راه بدون خاک خود عقب بنشین تا ما از رود بگذریم و در سرزمین تو با سپاهیانت نبرد کنیم

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *