هشت کتاب

ما هیچ، ما نگاه

اکنون هبوط رنگ

سال میان دو پلک را ثانیه هایی شبیه راز تولد…

بیشتر بخوانید »
ما هیچ، ما نگاه

وقت لطیف شن

باران اضلاع فراغت را می شست. من با شن های…

بیشتر بخوانید »
ما هیچ، ما نگاه

نزدیک دورها

زن دم درگاه بود با بدنی از همیشه. رفتم نزدیک:…

بیشتر بخوانید »
ما هیچ، ما نگاه

ای شور، ای قدیم

صبح شوری ابعاد عید ذائقه را سایه کرد. عکس من…

بیشتر بخوانید »
حجم سبز

تا نبض خیس صبح

آه ، در ایثار سطح‌ها چه شکوهی است! ای سرطان…

بیشتر بخوانید »
حجم سبز

همیشه

عصر چند عدد سار دور شدند از مدار حافظه کاج…

بیشتر بخوانید »
حجم سبز

دوست

بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام…

بیشتر بخوانید »
حجم سبز

به باغ هم سفران

صدا کن مرا . صدای تو خوب است . صدای…

بیشتر بخوانید »
حجم سبز

ندای آغاز

کفش هایم کو ، چه کسی بود صدا زد :…

بیشتر بخوانید »
حجم سبز

از سبز به سبز

من در این تاریکی فکر یک بره ء روشن هستم…

بیشتر بخوانید »