دسته‌ها
قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه ابوالعباس سرخسی

ابو العباس سرخسی از موسیقیدانان ایرانی در سده سه هجری است و دارای تالیفی است در موسیقی به نام الموسیقی الکبیر .

سرخسی در سال ۲۷۸ –  ۲۸۶ هجری – درگذشت

.

دسته‌ها
قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه ابوالقاسم عبید اله بن خردادبه

ابوالقاسم عبید اله بن خردادبه از دانشمندان ایرانی است . جدش  از پیشوایان مذهبی زردشتی بود و پدرش حکومت ناحیه ای از طبستان را عهده دار بود ، خود او مدتها در نواحی مختلف ایران مشاغل مختلف دولتی بر عهده داشت . در علم موسیقی تبحر کافی داشت . از شاگردان اسحاق موصلی و از مصاحبین و ندمای معتمد عباسی بود

رسالاتی که در موسیقی به وی نسبت داده  میشود عبارتند از :

ادب السماع

اللهو والملاهی

الندماء والجلسا

و از کتابهای او در موسیقی تنها کتاب اللهو والملاهی باقی مانده است . ابن خردادبه  در سال ۲۹۱  – ۳۰۰ هجری – درگذشت

 

.

دسته‌ها
قرن دوم هجری - 97 الی 194 شمسی موسیقیدان نوازنده

زندگی نامه زریاب

ابوالحسن علی بن نافع ملقب به زریاب و معروف به بصری از موسیقیدانان بزرگ ایرانی نژاد بود .هنر موسیقی را در بغداد از اسحاق فرا گرفت و در این هنر پیشرفت فراوان یافت و شهرتش بدانجا رسید که به دربار خلیفه هارون الرشید راه یافت و به واسطه وسعت اطلاعات علمی و ادبی و مهارت در فن موسیقی مورد توجه قرار گرفت و رقیب اسحاق موصلی شد

زریاب که در ادب و هئیت و جغرافیا نیز اطلاعات کافی داشت در نواختن بربط و تصنیف و الحان استاد بود و با نوآوریهایی که از خود بروز میداد پیش بینی میکردند به زودی جانشین اسحاق در دربار خلیفه خواهد شد

از نو آوری های او این بود که به بربط ایرانی که ساز معمول آن زمان بود وچهار سیم داشت یک تار اضافه کرد و آ« را به پنج تار تبدیل نمود. مضراب بربط را نیز که پیش از او از چوب ساخته می شد از ناخن عقاب ساخت و آهنگ حاصل از زخمه را در بربط مطبوعتر کرد.

زریاب ابتدا به تونس و سپس به اسپانیا مهاجرت نمود و در قرطبه تحت عنایت و حمایت خلیفه اموی مقامی ارجمند یافت و با فراغت خاطر به تصنیف الحان و اصلاح قواعد و روش تعلیم موسیقی پرداخت و مکتب موسیقی ایرانی اسپانیا را ایجاد کرد و منشاء اثر در کشورهای ساحلی افریقا و نیز در موسیقی اروپا گردید.

زریاب برای تعلیم فن موسیقی اصول و قواعدی ترتیب داد و روش تازه ای به کار برد که بعد از او دستور العمل تعلیم و تعلم اهل فن قرار گرفتو مدتها ادامه پیدا کرد. برنامه کار او این بود تدریس هنر آموز رابه سه مرحله تقسیم کرد . در مرحله اول اوزان الحان را تعلیم می داد در مرحله دوم بحور را و در مرحله سوم کلام را با همراهی ساز به شاگرد می اموخت.

یکی از اصولی که زریاب ایرانی دوازده شده پیش در اسپانیا برای تعلیم آواز معمول می داشته وهنوز در هنرستان های عالی موسیقی جهان مورد استفاده قرار میگیرد این اصول بود که اگر دهانش به اندازه کافی باز نمی شد یا زبانش میگرفت به او تکلیف می کرد قطعه چوبی به اندازه چند سانتیمتر شبانه روز در دهان خود نگهدارد تا فکهایش از هم باز بماند.

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن یک هجری - 1 الی 97 شمسی - موسیقیدان

زندگی نامه یونس کاتب

یونس بن سلیمان بن کاتب شهریان ملقب به ابوسلیمان از نسل هرمز از نوابغ موسیقیدانان عصر خود بود و علاوه بر موسیقی در شعر مقام استادی داشت و در عصر بنی امیه در دیوان مدینه کاتب و نویسنده بود . گاهی هم به کار بازرگانی میپرداخت . یونس ، موسیقی را نزد اساتید فن مانند ابن سریج و ابن محرز و معبد و دیگر موسیقیدانان آن عهد فرا گرفت و شاگرد درجه اول معبد بود

نوشته اند اولین کتاب موسیقی را بعد از اسلام یونس تالیف کرد و کتاب مورد اعتماد و استشهاد اهل فن بود . ابن ندیم صاحب کتاب الفهرست مینویسد : یونس کاتب کتب مشهوری راجع به موسیقی و موسیقیدانان تالیف کرده و از آنجمله سه کتاب است :

مجرد یونس

القیان

النغم

ولید بن یزید از خلفای اموی که خود از موسیقیدانان بود و در این فن ابتکاراتی از خود داشت بنا به سابقه ای که از صدای یونس داشت او را به دربار خویش دعوت کرد و او را در سلک مغنیان و ندیمان و مقربان درگاه خویش قرار داد

 

.

دسته‌ها
قرن یک هجری - 1 الی 97 شمسی - موسیقیدان نوازنده

زندگی نامه مسلم بن محرز

ابن محرز اصلا ایرانی بود و پدرش پرده دار کعبه بود او از موسیقیدانان به نام عصر بنی امیه است

در زمان هشام بن عبد الملک میزیست و در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد . ابوالفرج اصفهانی در کتاب آغانی گوید : وزن رمل را که آهنگ ضربی تندی بود ، او اختراع کرد و اول کسی است که در بحر رمل تغنی کرده است

او نخست مکتب علمی را در موسیقی به وجود آورد و آوازها را به طور صحیح تنظیم نمود و خود طریقه ای در موسیقی ابداع کرد و به اصلاع و تکمیل آن پرداخت . برای اشعار عربی آهنگ ساخت و موسیقی عرب را متحول کرد . کوششهای او در موسیقی عرب و بنای آن بر اساسی صحیح سبب شد که او را صناع العرب لقب دادند

از جمله کارهای او تشکیل دسته های دختران خواننده بود . دسته ای از ۵۰ دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جمیله ، زن موسیقیدان معروف آن عصر ، آهنگ اصلی را میخواند

وقتی فضل بن یحیای برمکی از یکی از اساتید موسیقی پرسید که : بالاتر از همه موسیقیدانان کیست ؟ او در پاسخ گفت : ابن محرز اسحاق موصلی ، خواننده و موسیقیدان معروف عهد عباسی ، مکرر می گفته فحول موسیقیدانان ابن سریج و پس از او ابن محرز بوده است

ابن محرز به قدری در موسیقی ماهر و در هنر خود معروف و ممتاز بود که اگر عزم دیاری میکرد . بازار موسیقیدان آن دیار کساد میشد و به عناوین مختلف در بازگرداندن او میکوشیدند.

گویند وقتی عزیمت عراق کرد حنین بن حیری در قادسیه از او پرسید در این سفر چه نفعی در نظر گرفته ای ؟ گفت : هزار دینار . وی پانصد دینار به او داد و از او درخواست کرد که مراجعت کند او نیز چنین کرد

 

.

دسته‌ها
خواننده قرن یک هجری - 1 الی 97 شمسی - موسیقیدان نوازنده

زندگی نامه نشیط فارسی

از استادان مشهور موسیقی و از خوانندگان و نوازندگان معروف سده اول اسلامی است . نشیط در ایام عبد الله بن جعفر و یا در زمان خلافت عبد الملک اموی به مدینه رفت و سرودهای پارسی میخواند

عبد الله او را مورد توجه قرار داد و به عنوان برده خریداری کرد . نشیط بنا به تمایل عبد الله بن جعفر که از بزرگان قریش بود غنای عربی را از سائب خاثر فرا گرفت و در این فن نیز استاد گشت و عده ای از موسیقیدانان عرب نزد او به تحصیل موسیقی پرداختند

 

.

دسته‌ها
خواننده قرن یک هجری - 1 الی 97 شمسی - موسیقیدان نوازنده

زندگی نامه سائب خاثر

اصلا ایرانی و پدرش بشاء از بردگان آزاد شده بود سائب مانند نشیط فارسی از غلامان عبد الله بن جعفر بن ابی الب بود.

سائب به دستور عبد الله بن جعفر آواز عربی را از نشیط فارسی که تازه به مدینه آمده بود آموخت . ابتدا آواز را بدون همراهی ساز میخواند و ضرب آن را با چوبی که روی زمین می نواخت حفظ میکرد. بعد ها عود آموخت و اول  کسی است که در مدینه عود ساخته و نواخته است .

صاحب آغانی مینویسد : او نخستین کسی است که همراهی ساز را با آواز در میان اعراب معمول داشت . سائب خاثری تحت تاثیر نشیط و آهنگهای ایرانی او نخستین آهنگ عربی را به نام ثقیل با قواعد صحیح و میزان ملایم ابداع کرده است . این موسیقیدان استاد و بنام ایرانی در زمان نخستین خلفای بنی امیه میزیسته و در دستگاه معاویه و یزید راه یافته و برای آنان خوانندگی کرده است

سائب خاثر  شاگردان فراوانی تربیت کرد و تربیت شدگان او و دیگر اساتید موسیقی ایرانی در کشور های عربی آواز را بدون انحراف از اصول ایرانی آن در میان اعراب رواج دادند و عده ای از خوانندگان معروف عرب نیز شاگرد او بوده اند مانند : معبد ، عزه المیلاء

.

دسته‌ها
پیش از اسلام خواننده موسیقیدان نوازنده

زندگی نامه باربد موسیقیدان بزرگ ایرانی

باربد از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسرو پرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها با همان نام در ردیف دستگاههای موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند و بعضی اختراع مقامات را به او نسبت می دهند

باربد را عده ای جهرمی نوشته اند و برخی مروزی دانسته اند

او از خوانندگان ممتاز و از استادان نوازنده بربط بود و به طوریکه از این بیت نظامی در بیان سی احن باربر استنباط میشود

چون یاد از گنج باد آورد راندی      زهر بادی لبش گنجی نشاندی

ظاهرا در نواختن سازهای بادی مانند نی نیز ماهر بوده است

شمس الدین محمد قیس رازی مولف کتاب المعجم فی معابیر اشعار العجم آنجا که راجع به اولین شاعر پارسیگو سخن می گوید نوشته است : باربد جهرمی استاد بربطی بود . بنا الحون و اغانی – آواز خوش – خویش در مجلس خسرو که آن را خسروانی خوانند با آنک سربه سر مدح و آفرین خسرو است بر نثر نهاده است و هیچ از کلام منظوم در آن به کار نداشته

حافظ گوید :

مغنی نوایی به گلبانگ رود        بگوی و بزن خسروانی سرود

باربد در دستگاه خسروپرویز تا آنجا قدرت و مرتبت داشت و به شاه نزدیک بود که هر کس از بزرگان مطلب یا حاجتی داشت که جرات اظهار آن به شاه نداشت توسط او به شاه عرض می شد.

داستان خبر مرگ شبدیز – اسب سیاه مورد علاقه خسروپرویز – نمونه ای از تقرب باربد به پادشاه و اهمیت موسیقی ایارن در رساندن حالات مختلف است

داستان چنین است :

خسروپرویز ، شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست میداشت و گفته بود که هر کس خبر مرگ او را بدهد کشته  خواهد شد پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبر را به خسرو بدهد و او را از خبر مرگ شبدیز آگاه سازد رئیس دواب پادشاه به باربد متوسل می شود که باربد آهنگی می سازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد بر می آورد که شبدیز مرد باربد پاسخ میدهد آری بدین وسیله شاه از عهدی که بسته بود باز می گردد و رئیس دواب از نگرانی فارغ میشود

این داستان علاوه بر رساندن جایگاه باربد نزد خسروپرویز و استادی و تاثیرآهنگ های او میرساند که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد  تا بتواند حالتهای گوناگون از غم و شادی و خشم و نفرت و کینه  و غیر اینها را برساند و موسیقیدان با نغمه و آهنگ منظور خود را به شنونده بفهماند و او را تحت تاثیر خود قرار دهد

پیش ار ورودبابرد در دستگاه خسروپرویز سرکش بر رامشگران سر بود و سمت نوازندگی مخصوص شاه را داشتو بر دیگر موسیقیدانان در باری مقدم بود . پس از آنکه باربر به دربار راه یافت و مورد توجه خسرو قرار گرفت ، سرکش به رقابت با او پرداخت.

داستان رقابت سرکش با باربد در شاهنامه ثعالی آمده است و خلاصه آن چنین است :

سرکش که در پذیرایی های خصوصی خسروپرویز ریاست نوازندگان را به عهده داشت شنید نوازنده ای جوان و چیره دست از مرو که بت ساز و آواز خود شنوندگان را شنوندگان را تحت تاثیر قرار میدهد قصد دارد خود را به شاه معرفی کند سرکش کوشید تا مانع راه یابی او به دربار شود و به دربانان و نزدیکان شاه رشوه ها داد تا مانع راه یافتن او به دربار شوند. باربد که از قضایا مطلع شده بود دربان باغی را که خسروپرویز برای خوشگذرانی به آنجا میرفت را رشوه داد تا هروقت شاه به باغ رفت اونیز به باغ وارد شود و خود را گوشه ایی پنهان سازد

هنگامی که خسروپرویز در باغ به عیش و طرب مشغول بود باربد که لباسی سبز بر تن کرده بود با ساز خود به درون باغ رفت و نزدیک تخت خسرو بالای درخت سروی پنهان شد و هنگامی که خسرو پرویز جام می را بلند کرد باربد به نواختن آوازی لطیف پرداخت به نام « یزدان آفرید » . پرویز شاد شد و نام نوازنده را پرسید اما او را نیافتن هنگامی که خسرو جام دوم را بلند کرد باربد بار دیگر به خواندن شد و « پرتو فرخار » را نواخت . پرویز فریاد بر آورد چه آهنگ زیبایی که تمام بدن می خواهد برای شنیدن آن گوش شود بار دیگر دستور برای یافتن او داد ولی او را نیافتن . پرویز جام سوم را بلند کرد  این بار باربد آهنگ « سبز در سبز » را نواخت ئ همه حضار در حیرت شدند پادشاه از جای برخواست و گفت بی شک فرشته است که خداوند برای شادی ما فرستاده است و از خواننده خواهش کرد خود را نشان دهد . باربد از درخت پایین امد و بر خاک افتاد . پادشاه او را نواخت و سبب پنهان شدنش را پرسید . از آن پس او را به ریاست نوازندگان برگزید

تعالی گوید :

باربد در تلاوت اول دستان  یزدان آفرید را برای خسرو خواند بعد دستان پرتو فرخار را به سمع رسانید که همان شادمانی را میبخشد که توانگری از پس درویشی پس از این دستان سبز در سبز را خواند و نواخت چنانکه شنوندگان از آهنگ زارزار ابریشم رود و آواز زیر و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند

فردوسی گوید :

زننده بر ـن سرو برداشت رود              همان ساخته خسروانی سرود

سرودی به آواز خوش برکشید                که اکنون تو خوانیش دادآفرید

از آن زخمه سرکش چو بیهوش گشت        بدانست کان کیست خاموش گشت

که چون باربد کس چنان زخم رود            نداند نه آن پهلوانی سرود

که پیکار گردش همی خوانند                  چنین نام آواز او راندند

بر آمد دگر باره آواز رود                      دگر گونه تر ساخت بانگ سرود

همان سبز در سبز خوانی کنون              بر اینگونه سازند مکر و فسون

بشد باربد شاه رامشگران                    یکی نامداری شد از مهتران

گویند باربد برای هر روز از هفته آهنگی ساخته بود که آن را هفت خسروانی می گفتند و این آهنگ های هفتگانه در کتب تاریخی ئ مئسیقی اسلامی به نام طرق الملوکیه مشهور است

همنچنین برای هر روز از سی روز ماه لحنی ساخته بود که نام سی لحن باربد معروف است و برای سیصد و شصت روز از سال اوستایی سیصد و شصت لحن ساخته بود و هر روز یکی را اجرا می کرد . نظامی در خسرو و شیرین گوید :

ز صد دستان که او را بود دمساز         گزیده کرد سی لحن خوش آواز

این دستان که نظامی نام برده در صدر اسلام معمول بوده و آن را مائه مختار می گفتند که باربد سی لحن آن را برای سی روز از ماه انتخاب کرده بود. کتب ادب و فرهنگها سی لحن باربد را نوشته و در آ« اختلاف دارند . فرهنگ جامع تالیف کریم بن مهدی قلی تبریزی ، سی لحن باربد را چنین مینویسد

  1. آرایش خورشید – یا آرایش جهان
  2. آئین جمشید
  3. اورنگی
  4. باغ شیرین
  5. تخت طاقدیس
  6. حقه کاوس
  7. راح روح
  8. رامش جان – یا آرامش جهان
  9. سبز در سبز
  10. شادروان مروارید
  11. شبدیز
  12. شب فرخ
  13. قفل رومی
  14. گنج باد آورد
  15. گنج گام – گنج کاوس
  16. گنج سوخته – گنج ساخته
  17. کین ایرج
  18. کین سیاوش
  19. ماه بر کوهان
  20. مشگدانه
  21. مروارید نیک
  22. مشکمالی
  23. مهرگانی
  24. ناقوسی
  25. نوبهاری
  26. نوشین باده – باده نوشید
  27. نیمروز
  28. نخجیرگاه

و مینویسد که شیخ نظامی الحان دوم و هفتم و بیست و هفتم رال نگفته و چهار دیگر ذکرکرده و آن چهار چیز عبارتند از

  1. ساز نوروز
  2. غنچه کبک در
  3. فرخ روز
  4. کیخسروی

که مجموعا ۳۱ لحن میشود

کتب و فرهنگها در باب سی لحن باربد اختلاف دارند

اشعار نظامی در باب سی لحن باربد

در آمد باربد چون بلبل مست                                        گرفته بربطی چون آب در دست

ز صد دستان که او را بود در ساز                                   گزیده کرد سی لحن خوش آواز

ز بی لحنی بدان سی لحن چون نوش                           گهی دل دادی و گه بستدی هوش

به بربط چون سر زخمه در آورد                                      ز رود خشک بانگ تر در آورد

چو باد از گنج باد آورد راندی                                         ز هر بادی لبش گنجی فشاندی

ز گنج سوخته چون ساختی راه                                   ز گرمی سوختی صد گنج را آه

چو گنج گاو را کردی نوا سنج                                       بر افشاندی زمین هم گاو و هم گنج

چو شادروان مروارید گفتی                                          لبش گفتی که مروارید سفتی

چو تخت طاقدیسی ساز کردی                                    بهشت از طاقها در باز کردی

چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز                                  شدی اورنگ چون ناقوس از آواز

چو قند از حقه کاوس دادی                                         شکر کالای او را بوس دادی

چو لحن ماه بر کوهان گشادی                                     زبانش ماه بر کوهان نهادی

چو زد ز آرایش خورشید راهی                                     در آرایش بدی خورشید ماهی

چو بر گفتی نوای مشکدانه                                      ختن گشتی ز بوی مشک خانه

چو گفتی نیمروز مجلس افروز                                     خرد بی خود بدی تا نیمه روز

چو بانگ سبز در سبزش شنیدی                                  ز باغ زرد سبزه بر دمیدی

چو قفل رومی آوردی در آهنگ                                     گشادی قفل گنج از روم و از زنگ

چو بر دستان سروستان گذشتی                                 صبا سالی به سروستان نگشتی

و گر سرو سهی را ساز دادی                                      سهی سروش به خون خط باز دادی

چو نوشین باده را در پرده بستی                                  خمار باده نوشین شکستی

چو کردی رامش جان را روانه                                        ز رامش جان فدای کردی زمانه

چو در پرده کشیدی ساز نوروز                                         به نوروزی نشستی دولت آن روز

چو بر مشکویه کردی مشک مالی                               همه مشکو شدی پر مشک حالی

چو نو کردی نوای مهرگانی                                           ببردی هوش خلق از مهربانی

چو بر مروای نیک انداختی فال                                     همه نیک آمدی مروای آن سال

چو در شب بر گرفتی راه شبدیز                                   شدندی جمله آفاق شبخیز

چو بر دستان شب فرخ کشیدی                                   از آن فرخنده تر شب کس ندیدی

چو یارش رای فرخ روز گشتی                                      زمانه فرخ و فیروز گشتی

چو کردی غنچه کبک دری تیز                                       ببردی غنچه کبک دلاویز

چو بر نخجیرگان تدبیر کردی                                         بسی چون زهره را نخجیر کردی

چو زخمه راندی از کین سیاوش                                   پر از خون سیاوشان شدی گوش

چو کردی کین ایرج را سر آغاز                                     جهان را کین ایرج نو شدی باز

چو کردی باغ شیرین را شکر بار                                   درخت تلخ را شیرین شدی بار

چو برکیخسرو  آواز دادی                                            به کیخسرو روان را باز دادی

نواهایی بدین سان رامش انگیز                                  همی زد باربد در پرده تیز

به گفت باربد کز بار به گفت                                          زبان خسروش صد بار زه گفت

چنان بد رسم آن بدر منور                                            که بر هر زه بدادی بدره ای زر

به هر پرده که او بنواخت آن روز                                   ملک گنجی دگر پرداخت آن روز

به هر پرده که او برزد نوایی                                        ملک دادش پر از گوهر قبایی

روایات موجود اختراع الحان موسیقی ایرانی را به باربد نسبت میدهند در واقع این لحنها و مقامها پیش ار باربد هم وجود داشته ولی بی تردید این آهنگساز را باید سرچشمه موسیقی ایرانی و عرب پیش از اسلام شمرد و میتوان گفت هنوز آثاری از الحان در سرزمینهای اسلامی مشرق باقی است زیرا شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظه کارند

در خصوص مرگ باربد روایتهای متفاوتی وجود دارد از جمله نوشته اند یوسف مغنی شاگرد خود باربد از روی حسد وی ار به قتل رسانیده و دیگری نوشته که سرجیس – سر کیس – مغنی برای رقابت در صنعت او را مسموم ساخت

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن سیزده هجری - 1164 الی 1261 شمسی

زندگی نامه صحبت لاری

ملا محمد باقر به سال ۱۱۲۸ – ۱۱۶۲ هجری – در بیرم لار از توابع شیراز دیده به جهان گشود . صحبت هوش و حافظه عجیبی داشت بطوریکه در ۲۰ سالگی به درجه اجتهاد رسید . در لغات فارسی و عربی بسیار توانا بود و از رمز و رموز و فنون شعر و شاعری نیز بهره کافی داشته است

فتحعلی شاه قاجار برای وی احترام زیادی قائل بود و در حق او از هیچ گونه لطف و عنایت دریغ نمیداشت . صحبت مردی صریح الهجه و مخالف عمال دستگاه استبداد قاجار بود و به همین جهت بارها به زندان افتاد

وی در دوران پیری نیز که از نعمت بینائی محروم شده بود از گفتن و نوشتن حقایق پروا نمی کرد و در واپسین روزهای زندگی نیز رنج زندان را بر خود هموار ساخت

خود در این باره گوید :

 خسته پیر کور رنجیری شده                 شب نهان از باد شبگیری شده

نغمه سنجی را زبان بر بسته اند             جبرئیلی را سبک پر خسته اند

پیر در زنجیر آن هم کور هم                  سر گران  زو والی و دستو هم

کس شنیده است ای حکیم رهنمون          ز ابتدای آفرینش تا کنون

کور در زندان به جز من ؟ وای من        ایدریغ آفرینش جانفرسای من

دیوان اشعار در دسترس است وی عالوه بر دیوان تالیفات دیگری هم داشته که از بین رفته است

وفات صحبت را در سال ۱۲۱۴ – ۱۲۵۱ هجری ذکر کرده اند

خواستم در حرمت پیش نهم گامی چند           بود از ان زلف رسا هر قدمی دامی چند

ای که از بوسه دل غیر به دست آوردی         میتوان خاطر ما جست به دشنامی چند

ما که ایم از دو جهان چشم طمع دوخته ای     یا غم اموخته و بیدل و ناکامی چند

گه به میخانه و گاهی به خرابات مغان          جان گرو جام گرو در طلب جامی چند

از کدام آفت دنیا پس از این اندیشم              من که در هجر تو بردم به سر ایامی چند

از دل تنگ اسیران قفس یاد کنید                ای که دارید نشیمن به لب بامی چند

پارسا را نبود گر سرو کاری با عشق          باد صحبت به سلامت سر بدنامی چند

 

.

دسته‌ها
شعرا معاصر

زندگی نامه سهیلی تبریزی

میرزا احمد از شاعران خوش ذوق و از مشروطه خواهان جان به کف تبریز بود که تا پای دار در مرام خود پایدار ماند . وی همان سهیلی است که در جنگ جهانی اول در استیلای روس به تبریزاو را با شادروان حاج میرزا علی ثقه الاسلام و ۶ تن دیگربه دار آویختند

مرحوم تربیت مینویسد : میرزا احمد سهیلی تبریزی از شعرای همین قرن چهاردهم هجری بوده و در ۹ آذر ماه ۱۲۹۰ – مصادف با عاشورای۱۳۳۰ – در رشته ظلم روسها از حلقش در آویخته و از نطق و گفتارش بازداشتند

سهیلی در سال ۱۲۸۲ – ۱۳۲۱ هجری -قسمتی از غزلیات و متفرقات خود را به انضمام شاه و درویش هلالی مشهدی چاپ کرد

یارم چو بر گزید به خود یار دیگری          زد بر دلم خدنگ شرر بار دیگری

چون دید نقد جان من خسته بی بهاست      کالای حسن برد به بازار دیگری

او مشتری به گوهر عشقم نگشت و من     اینک روم به پیش خریدار دیگری

ای بی مروت این همه جور و جفا چرا      با آنکه دل نداده به دلدار دیگری

یک عمر خو به گلشن کویت گرفته ام       اکنون روم چگونه به گلزار دیگری

                         دانی که نیست بهر سهیلی در این جهان

                        دشوار تر ز هجر تو دشوار دیگری

.